Thursday, 22 February , 2024
امروز : پنج شنبه, ۳ اسفند , ۱۴۰۲ - 13 شعبان 1445
شناسه خبر : 630
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : 26 مهر 1399 - 18:21 | | ارسال توسط :
کشت و صنعت لرستان می تواند با وجود ایجاد 1000شغل، 2500 شغل دیگر نیز ایجاد کند

اگر مردم منطقه با ما همراهی کنند….!!

گزارش اقتصادی/دریای فرهنگبرای استانهایی مانند لرستان که برای بیش از ۲۲۰۰ طرح نیمه تمام و راکدش بیش از ۷۰هزارمیلیارد تومان اعتبار لازم است ، سرمایه گذار بخش خصوصی از نان شب هم واجب تر است و حال در چنین شرایطی مردی از دیار عربستان ، شیعه و مسلمان برای رونق دادن به مجموعه ای بزرگ […]

گزارش اقتصادی/دریای فرهنگ
برای استانهایی مانند لرستان که برای بیش از ۲۲۰۰ طرح نیمه تمام و راکدش بیش از ۷۰هزارمیلیارد تومان اعتبار لازم است ، سرمایه گذار بخش خصوصی از نان شب هم واجب تر است و حال در چنین شرایطی مردی از دیار عربستان ، شیعه و مسلمان برای رونق دادن به مجموعه ای بزرگ مانند کشت و صنعت لرستان ، تمام اعتبارش را به میدان آورده است تا در لرستان تولید را رونق ببخشد.
برای آشنا شدن به ناشنیده هایی از کشت و صنعت لرستان به سراغ مردی رفتیم از دیار خودمان ، لرستان ، عزت اله خورشیدی وکیل پایه یک دادگستری و مدیرحقوقی کشت و صنعت لرستان که برای آگاهی بخشیدن به جامعه قبول کرده است بعنوان مدیرروابط عمومی این مجموعه نیز در مقابل اهالی رسانه بنشیند و صادقانه از کاشته هایی بگوید که به سختی اما با تکیه بر توان علمی و عملی مردانی از همین سرزمین بر زمین لرستان سبز شده است …
این گفتگو چکیده ای است از صحبتهای مدیرروابط عمومی کشت و صنعت لرستان ، گفتگویی که بخش هایی دیگر از آن به صورت تصویری ضبط و در فضای مجازی استان منتشر خواهد شد
خورشیدی ابتدا از سرگذشت مجتمع گوشتی گفت که از دهه ۵۰ فعال بود و تا سال ۹۰ که دیگر نامش به کشت و صنعت تغییر کرده بود بارها ورشکسته شده بود و بسیاری از املاکش به فروش رفته بود تا انکه نهایتا اواخر سال ۱۳۹۲ که مهندس بازوند(استاندار وقت لرستان) به دنبال احیای شرکت های تعطیل استان بود ، در پی سرمایه گذار بود که به صورت اتفاقی با عبدالله الحی سرمایه گذاری که در حوزه گردشگری فعال است اشنا می شود و این شرکت خریداری می گردد
از او پرسیدیم نحوه خرید شرکت را می توانید شفاف بیان کنید!؟
بله ، در ان مقطع پیشنهاد بانک ملی این بود که شرکت را به صورت اقساطی یعنی سه میلیارد نقد ، پنج سال تنفس و باقی در ۱۵ سال به صورت اقساط پرداخت گردد که جناب الحی نقدا مبلغ ۱۹ میلیارد قیمت اصلی شرکت و حدودا ۱۲ میلیارد بدهی این شرکت به سازمان های دولتی را نقدا پرداخت می کند
یعنی حدودا ۳۱ میلیاردتومان برای خرید شرکت کشت و صنعت لرستان پول پرداخت می گردد!؟ بله البته یک نکته ای را باید گفت و ان هم اینکه متاسفانه بانک ملی در زمان انجام معامله اطلاعات دقیقی را به خریدار نداده است ، مثلا هرگز نمی گوید که ما در این ۵۰ سال سابقه شرکت چه اتفاقی برای کارگرهای قبلی افتاده است و ایا طلبی از شرکت دارند یا نه ، ایا بازنشست شده اند یا بازخرید و اینکه کلا هیچ اطلاعاتی از کارگران به کارفرمای جدید داده نمی شود و به محض اینکه شرکت را کارفرمای جدید تحویل گرفت بالای ۴۰۰ شکایت در اداره کار تشکیل شد، همه این افراد که در دهه هشتاد بی کار شده بودند استاندار وقت به انها تعهدی می دهد که هر وقت شرکت فعال شد می توانید برگردید سرکار و اینگونه بود که تمام کارگران درخواست بازگشت به کار داشتند!! با بررسی که شد و با همکاری که استان انجام داد نشستیم و این شکایت ها را حل و فصل کردیم که ناگهان ۴۰۰ شکایت جدید دیگر روانه شرکت شد و افرادی بودند که در طول این سالها نه حقوق و نه بیمه ای به انها پرداخت نکرده بودند و حالا هم به سن بازنشستگی رسیده بودند که باز هم شرکت تا امروز حدود ۵میلیارد تومان حق بیمه ۴ درصد مشاغل سخت و زیان اور کارکنان سابقی که هیچ ارتباطی با شرکت نداشتند را پرداخت کردند و تاکنون ۳۰۰ نفر از این افراد بازنشست شده و از مستمری تامین اجتماعی استفاده می کنند. اما نکته دیگر اینکه در زمان شروع کار تازه متوجه شدیم که از ۱۳۰۰ هکتاری که به ما گفته بودند فقط حدودا ۷۰۰ هکتار قابلیت زراعت و باغبانی دارد و از مجموعه این ۱۳۰۰ هکتار تنها ۱۹۰ هکتار دارای سند است و باقی فاقد هرگونه سند مالکیت بود که بعد از پیگیری های فراوان و با کمک استانداری لرستان و منابع طبیعی موفق شدیم ۱۹۰ هکتار را به سند تک برگ تبدیل کردیم و باقیمانده اراضی را مستند کردیم و سند ان را از اداره ثبت گرفتیم و ماند چیزی حدودا ۸۰۰ هکتار دیگر که کوه بود و پوشش جنگلی که امکان بهره برداری متناسب با اگهی مزایده بود توسط سرمایه گذار وجود نداشت که جناب الحی با توجه به تخصصی که در بحث گردشگری داشت دو دفترچه طرح تهیه کرد و گفت من می توانم در قسمت جنوب که جاده خرم اباد به خوزستان است استراحتگاهی کنار پارک جنگلی برای تفریح مردم شهر و گردشگران تهیه کنم با احداث نمادهایی از زندگی عشایری و در قسمتی از شما شرکت هم بتوانیم طرح گردشگری دیگر را راه اندازی کنیم و به همین خاطر منابع طبیعی بین شرکت کشت و صنعت و شهرک صنعتی و … یک قطعه ۱۸۰ هکتاری زمین داشت که مدعی بود اگر بین این سه مجتمع صنعتی باقی بماند قابل استفاده نخواهد بود و این ۱۸۰ هکتار را هم به قسمت اصلی شرکت الحاق کردند و شرکت نظرش این بود در قسمت بالادست در جهت ایجاد تله کابین و سد و ….استفاده از تفریگاه ۳۵۰ هکتار دیگر از منطقه بالادست را به شرکت الحاق کنند که نهایتا در کنار ۱۳۰۰ هکتار قبلی شد حدودا ۲هزار هکتار شد که برای ۱۲۰۰ هکتار از این شرکت طرح گردشگری تعریف کردند که ۱۲۹ هکتار جنوب شرکت و ۱۰۱۴ هکتار ان در شمال شرکت قرار گرفت
برخی می پرسندشرکت کشت و صنعت چه سودی برای روستاهای اطرافش دارد!؟
این روستاهها تقریبا بخش عمده ای از نیروهای شرکت را تامین می کنند و هم برای ما و هم برای مردم منطقه گامی مثبت بوده و از وقتی که این شرکت رونق گرفته است رونق و کسب و کار این روستاهها هم افزایش یافته و قطعا روزی آنان هم افزایش یافته است ، زمانی بسیاری از اهالی این روستا اینجا بیکار بودند و از زمان حضور سرمایه گذار جدید حداقل پانصد نفر از اهالی همین روستا مشغول به کار شده اند که حقوق ماهیانه وارد هر کدام از این خانه ها می شود، از سیستم و رفاه تامین اجتماعی برخوردار شده اند، مغازه ها و تاکسی سرویس هایی که انجا بوده اند به دلیل ترددهای انجا رونق یافته اند چرا که در کنار این پانصد نیروی استخدامی از منطقه ما بیش از ۵۰۰ نفر دیگر از نیروهای شهرستان را هم به کار گرفته ایم که در تردد هستند و مجموعا چیزی حدود ۱۰۰۰ نفر توسط پیمانکاران فعال در مجموعه به کار گرفته شده اند و حدودا بیش از ۲۰۰ نفر پیمانکارها و نیروهای وابسته به انها هم در این مجموعه امروز فعال هستند و یعنی اگر ۳۰ درصد حقوق این کارگر بیمه باشد و باقی کارفرما حدودا ماهیانه تنها یک میلیارد به تامین اجتماعی استان پول پرداخت میکنیم و ما یک مشتری خوب برای تامین اجتماعی هستیم چون حتی تمام قراردادهای شرکت ما حق بیمه پرداخت می کنند، ما ۷ درصد مالیات از درامد شرکت و درامد کارگرهایمان مالیات پرداخت می کنیم که این پول وارد سیستم مالیاتی شره خرم اباد و استان می گردد و ما شهر چگنی را هم به نوعی از این طریق کمک کرده ایم. به هرحال ما امروز به این نقطه رسیده ایم که ۵۰۰ هکتار باغ احداث شده ، ۵۰ هکتار گلخانه هیدروپونیک ایجاد شده است ، ده هزار دام رومانوف (بزرگترین گله اصلاح نژاد) را داریم ، سه هزار کندوی عسل داریم که هرکدام از اینها کارهای علمی بر روی ان انجام می شود و مثلا در بحث دام دومین مرکز لقاح مصنوعی را داریم، در حوزه زنبور ما در یک کار علمی ملکه زنبور عسل را طوری تربیت می کنیم که بتوانیم بهره وری زنبور عسل را در استان بالا ببریم ، در حوزه دام ما اگر بتوانیم دام های استان را با دام رومانوف بصورت علمی ترکیب کنیم هم چندقلوزایی افزایش پیدا می کند، هم پشم خوبی تحویل استان می دهد و هم گوشت خالصی تحویل ما خواهد داد، در حوزه باغبانی ما توانستیم بهترین نمونه های درخت را در ازمایشگاه های کشت و بافتمان در استان پرورش بدهیم که در استان توزیع کنیم و به رونق باغبانی استان کمک کرده باشیم ، در حوزه دفع آفات ما توانستیم از ارگانیسم های طبیعی استفاده کنیم و آفات را دفع کنیم ، حشره ای را تولید می کنیم که سن شکارگر است و تا کنون از کشورهای خارجی وارد می شد با قیمت های بالا و ما در ایران و در استان برای اولین بار توانستیم تولید کنیم و بصورت طبیعی با آفات مقابله کنیم و یک میوه طبیعی را تولید کنیم و تحویل مردم بدهیم.ما کارهایمان اکثرا بصورت علمی است که اگر فرصت به این مجموعه داده شود و مردم کمک کنند قطعا نفع همگانی خواهد داشت، به عنوان مثال بگویم ما این محصولات گلخانه ای و پانصد هکتار باغمان فردا نیازمند حمل و نقل است و پیش بینی می کنیم در دو سال اینده حداقل به ۲۰۰ تریلر یخچال دار نیاز داریم که این یعنی استفاده از ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر نیروی انسانی ، حالا بماند از مکانیک و تعمیرکار و …که در کنار ان نیاز است . ما افق ۱۷۰ هکتار گیاهان دارویی را داریم که برای ان مجموعه ای که دیگر نمی توانستیم کار کنیم و قرار بود در ان گردشگری کنیم ، لابلای درختان باغهای گیاهان دارویی ایجاد کرده ایم که هم اکنون ۳۰ هکتار ان انجام شده است و به بهره برداری رسیده است.
آقای خورشیدوند اجازه می دهید به مشکلات هم بپردازیم، به عنوان مثال مشکلاتی که امروز کشت و صنعت با برخی از اهالی روستاهای اطراف دارد، اصل حرف و مطالبه این عزیزان چیست!؟
عرض کنم خدمت شما با توجه به اینکه بنده خودم عشایرزاده هستم و با این عزیزان ارتباط دارم و هم زبان هستم ، انها به هیچ وجه با تولید و رونق اقتصادی در این شرکت مخالفتی ندارند .مشکل اینجاست که در محدوده ای این شرکت قرار گرفته است که چند منطقه حفاظت شده وجود دارد که محدودیت تردد دارند حتی پارک جنگلی شوراب، پتروشیمی این منطقه ، شهرک صنعتی شماره ۲ و به نوعی محدودیت هایی از نظر منابع طبیعی و کشاورزی ایجاد شده که مردم قدری در تردد ایراد دارند و این میان کشت و صنعت مجموعه ای است خصوصی است که مردم تلاش می کنند حداقل از این مجموعه بخواهند که بخشی از فعالیت خود را کنار بگذارد.اگر به نقشه محدوده کشت و صنعت مراجعه کنید اولا روستاهای مختلف را می بینید که در اطراف شرکت قرار دارند که از سمت روستای سرهلت که دیوار به دیوار این مجموعه است که اگر به نقشه توجه کنید مجموعه شرکت شامل چند پلاک است ،پلاک هجده ، پلاک ۵ ، ۶ ، ۱۰ ، ۹ و پلاک ۷ که پلاک های ۵ و ۶ جاهایی هستند که روستاهای غلامان و سرهلت از قدیم این اراضی را مالک بوده اند اما سال ۱۳۸۵ بعد از تملک دولت دیگر ادعایی نسبت به این اراضی نداشتند اما به علت تعطیلی ۱۵ ساله شرکت و بلااستفاده بودن ان همین اهالی محترم امدند و تمام این اراضی که ۵۰۰ هکتار است و باغ شده را کاشت می کردند و کسی هم معارضشان نبوده و مشکلات اولیه ای که ایجاد شد ریشه در همین احساس حقی بود که در این سالها ایجاد شده که به مرور با گفتگو صحبت کردن مشکلمان حل شد.
اما در قسمت شمالی شرکت که سرخه لیزه و روستاهای شرف بستان رود بود و چیزی حدود ۱۸۰ هکتار از سمت روستای سرخه لیزه و ۳۰۰ هکتار از سمت روستای شرف بستان رود بود این مجموعه اولا سنگلاخ است یعنی از ۳۵۰ هکتار ان بالای ۲۰۰ هکتار کوه ، صخره شیب دار و غیر قابل استفاده است می ماند حدود ۲۰۰ هکتار دیگر از این اراضی که بالای ۱۰۰ هکتار ان پوشش جنگلی فشرده دارد و نه برای کشت و صنعت و نه مردم به دلیل تحت حفاظت بودن منابع طبیعی غیرقابل استفاده است، نزدیک ۱۰۰ هکتار مرتع دارد و در واقع این عزیزان مدعی هستند که ما مرتع خودمان را از دست داده ایم!
یکی از ایرادات اساسی که به این عزیزان وارد بوده این است که زمانی که رفتند به منابع طبیعی مراجعه کرده اند و اعلام کرده اند ما می خواهیم چرای دام داشته باشیم آمار دقیق دام خودشان را نداده اند ، یعنی اگر ۵۰۰ گوسفند داشته اند گفته اند ما ۱۰ گوسفند داریم، منابع طبیعی هم که اراضی ملی را مفت نمی دهد، بابت هر دام سبک و سنگین مبلغی برای حق چرای دام دریافت می کند و وقتی ما امدیم براساس دو پروانه چرای روستای ۱۵۰۰ دامی که به ما گفتند ما حدودا ۳۰۰ میلیون تومان واریز کردیم که به صاحبان پروانه چرا پرداخت شدولی متاسفانه همشهریان ما ادعا دارند که ما ۱۰ هزار دام داریم، خب ما سوال کردیم این ده هزار دام را کجا ثبت کرده اید که امروز مدعی هستید و اگر شما ده هزار دام دارید ما نیازمند ۱۰۰ هزار هکتار برای ان هستیم چون هر هکتار برای یک دام در نظر گرفته شده است، یعنی این سیصد هکتار سیصد گوسفند می تواند در ان چرا بکند! از طرفی پلاک های ۹ و ۱۰ جمعا ۹۳۰۰ هکتار است که پلاک ده حدودا ۱۸۰۰ هکتار است و از این ۵۳۰ هکتار مستثنیات است یعنی زمین قابل کشت کشاورزی است که در اختیار مردم است، ۱۳۰۰ هکتار ان ملی است که از این ۱۳۰۰ هکتار فقط ۲۰۰ هکتار ان در اختیار کشت و صنعت است که این ۲۰۰ هکتار حدودا ۱۰۰ هکتار ان صخره است ، یعنی ادعایی که دوستان ما مطرح می کنند در مورد دامپروی با واقعیت مطابقت ندارد یعنی ما در کشت و صنعت ده هزار دام داریم اما حق نداریم داممان را به این مناطق برای چرا ببریم ، چون منع قانونی دارد! در ضمن کل این اراضی که در اختیار کشت و صنعت است منهای اون ۷۰۰ هکتاری که دارای سند مالکیت هست باقی اجاره بیست ساله است جهت بهره وری در حوزه گردشگری و انهم بدون اینکه ما حق داشته باشیم در طبیعت انجا تغییری ایجاد کنیم و اگر تالاری احداث می شود با ارتفاع مشخص باید از مصالح طبیعی استفاده شود و شکل طبیعت تغییری ایجاد نکند و لذا ما حق نداریم در پوشش جنگلی انجا تغییری ایجاد کنیمو از ان باید مراقبت کنیم .
چالش دوم ما بااهالی روستا بحث استخدام است، در حوزه استخدام می دانید که حقوق کارگر را اداره کار تعیین می کند کارفرما باید پرداخت کند ، کشت و صنعت لرستان در طول ۶سال گذشته تماما در حال تسویه حساب بدهی های گذشته بوده است و این درحالی است که همانطور که گفتیم ۵۰ هکنار گلخانه و ۵۰۰ هکتار باغ و …ایجاد کرده است و تمام اینها نیازمند این است که ما برای جذب به درامد برسیم و اگر قرار باشد فقط استخدام کنیم و هزینه کنیم در مدت کوتاهی ورشکسته می شویم و تنها واحدی که الان در حال تولید است از ۵۰ هکتار گلخانه که ۲۵ هکتار ان در حال ساخت است و ۲۵ هکتار ان به بهره برداری رسیده است ، ۹ ماه از سال تولید داریم که به کشورهای خارجی و داخل شهر توزیع می شود و یا در حوزه دام به دلیل عدم وجود سردخانه و یا کارخانه خوراک دام و کشتارگاه که هر سه بوده و مالکین قبلی فروخته اند و تخریب کرده اند و البته ما مجبور به ایجاد ان هستیم ولی با شرایط فعلی اقتصادی زمان بر خواهد بود و اگر این چرخه ایجاد نشود پروار کردن گوسفند فقط به نفع دلال هاست ، در صورتی که اگر این چرخه گوشت را داشتیم پروار کردن به نفعمان بود یعنی با هزینه ای پایین گوشت تامین می شد و بازار داده می شد و برای تکیمل این چرخه طرح ها نوشته شده و برنامه ریزی شده است و تنها مشکلات مالی حاکم بر کشور که سرمایه گذار نتوانسته سرمایه را وارد کشور کند والبته بحث کرونا هم مانع شد تا صادرات را مثل ۹۸ و ۹۷ داشته باشیم در واقع نوعی کند شدن فرایند ساخت و سازها بود که سیستم بانکی هم مشکلات خود را داشت در پرداخت تسهیلات که پیش بینی می کنیم که اگر بتوانیم ۳۰ هزار دام مولد داشته باشیم می توانیم ۹۰ هزار دام برای پرواربندی داشته باشیم

از اصل مساله دور نشویم ، در بحث استخدامی حدودا از همین اهالی گفتید چه تعداد روستایی استخدام کرده اید!؟
تقریبا ۵۰۰ نفر
حالا یک سوالی مطرح می شود که ایا در استخدام از روستاییان اطراف عدالت استخدامی رعایت شده است ، یعنی ایا از همه روستا ها این استخدامی ها صورت گرفته است!؟
ببینید ما زمانی که سال ۹۳ شرکت فعال شد تصورمان این بود که روستاهای خیلی نزدیک در اولویت هستند ، بیشتر استخدامی ها هم از روستاهای نزدیک بود و مثلا از سمت شرف بستان رود حدودا ۱۸ نفر مشغول بکار هستند چون هم فاصله با انجا زیاد بود و هم فعالیت های مجموعه شرکت در کنار این روستاهها بود و حق این بود که برای خدمت به مردم منطقه از همین اهالی روستاهها استفاده شود اما متاسفانه بدون ضابطه این کار صورت گرفته که مثلا سال ۹۳ تا ۹۴ که ۴۰۰ نفر بکار گرفته شده است سرباز داشتیم و هیچگونه نکاتی مثل سن و سال هم رعایت نشده بود و بعد از تثبیت شرکت و درک این مساله که بسیاری از این نیروها کارایی لازم را ندارند انها تعدیل شدند و بسیاری از نیروهایی که لازم بود باید از شهر گرفته می شد و الان می شود گفت ما از همین روستاها نیروهای مفیدی هم داریم که تعداشان هم بسیار است ، اما مشکلات دیگری هم داریم مثلا برخی از این عزیزان تنها حاضرند در محدوده روستای خودشان فعالیت کنند و مشکلات اینچنینی …لذا ما خواهان همکاری هستیم اما به شرط رعایت نکاتی که به کار کارفرما اسیب نزند والبته باید اجازه بدهیم تا ظرفیت های تولید به حد لازم برسد تا بتواینم مجددا از نیروهای بومی استفاده کنیم، ما اگر بتوانیم فعالیت هایمان را افزایش بدهیم قطعا از این روستاهها نیرو خواهیم گرفت
آیا مشکل دیگری هم وجود دارد!؟
ببینید واقعیت این است که ما اگر می توانستیم فعالیت هایمان را درست به مردم اطلاع رسانی می کردیم و با مردم ارتباط قوی تری برقرا می کردیم می توانستیم مشکلات اجتماعی کمتری داشته باشیم ، افرادی که در این روستاها هستند افراد فرهیخته و تحصیلکرده ای هستیم اما برخی تک مزاحمتها میان ما فاصله انداخت که به دنبال این هستیم تا با کمک شما در دل اهالی روستاها برویم و بگوییم که فعالیت های ما در اینده چه تاثیری می تواند بر روستاهها داشته باشد.
آقای خورشیدی یک نکته و ابهامی دیگر هم برخی شایعه انداخته بودند که اصلا اقای الحی چه میزان سرمایه گذاری کرده است و ایا واقعا پای کار مانده است!؟
ببینید جناب اقای الحی از شیعیان عربستان هستند که از قبل در حوزه گردشگری فعالیت داشتند و اصلا در کار تولید نبود و امروز هتل های ایشان در مشهد مقدس فعال هستند و در بحث کشت و صنعت ، سرمایه گذاری خارجی در کشور ما مطلق نیست و باید ۵۱ درصد ان ایرانی باشد و ما شرکتی داریم به نام شرکت کشت و صنعت گردشگری فجر لرستان و ۳۰ میلیارد برای خرید این شرکت دادند و تاکنون بالای ۸۰۰ میلیارد تومان از جیب خود بدون پشتوانه بانکی هزینه کرده است ، باغ تمام مکانیزه و بهترین گلخانه را ایجاد کرده است و امروز با وجود تحریم ها گلخانه ای در ۱۲ هکتار می سازیم که صددرصد ایرانی است ، در صادرات محصول گوجه ما هزینه بالایی دارد که امروز در کشور روسیه بارقم قابل قبولی صادر می شود و سال ۹۸ حدودا ۲۰۰۰تن صادرات گوجه به روسیه داشتیم و امروز حقوق کارگران را با فروش گوجه تامین کردیم، ۶۸ میلیارد سال قبل هزینه های ما بوده است که ۶۵ میلیارد ان با صادرات گوجه بوده است، در هیمن استان به دنبال اوردن میوه و برندسازی هستیم
الحی الان ساکن ایران هستند!؟
بله ایشان در ایران و در مشهد زندگی می کنند و همواره پیگیر مستقیم امور هستند و حداقل ماهی دوبار در خرم اباد حضور دارند
افق و چشم انداز شما برای اینده چیست!؟
ما ۵۰ هکتار گلخانه داریم، در حوزه گردشگری ما ۱۲۰۰ هکتار حوزه گردشگری در حال انجام است در جنوب و شمال شرکت ، از باغ هایمان ۵۰۰ هکتار به بهره برداری رسیده است ، ۱۷۰ هکتار گیاهان دارویی است که ۳۰ هکتار ان کاشته شده و به بهره برداری رسیده است، در حوزه دام ۳۰ هزار باید دام مولد داشته باشیم ، در پرورش گوسفند ۵۰۰۰ گوسفند و در بحث پرورش گوساله ۱۳ هزار گوساله داشته ایم که نیازمند ان چرخه ای بود که اگر به اتمام برسد به افق ۹۰ هزارتایی هم می رسیم ، در سمت ازنا ۱۱ هزار هکتار زمین داریم که اگر مشکلات محلی ان حل شود طرح پرواربندی دام انجا نیز به بهره برداری می رسد، پروژه زنبور عسل را داریم که ۳۰۰۰کندو داریم با تولید عسل و ملکه و ژل و موم و در بخش پشتیبانی ۲۲ سیلو داریم که ۴۴۰۰۰تن ظرفیت نگهداری غلات دارد، کارخانه ۲۵ هزار تنی خوراک دام را داریم که ان شالله به بهره برداری می رسد، یک واحد کشتارگاه ۲۰هزار راسی دام سبک و ۱۰۰راسی دام سنگین ایجاد می کنیم و کارگاههای بسته بندی عسل، سردخانه و کارگاه سورتینگ میوه و محصولات سیفی است
یک سوال اگر این مشکلات اجتماعی نبود ،اگر روستاییان همراهی بیشتری می کردند امروز وضعیت کشت و صنعت با وجود این همه پیشرفت چگونه بود!؟
که اگر مشکلات اجتماعی یاد شده نبود، اگر مردم منطقه بیشتر از این با ما همراهی می کردند، در ۱۴۰۰ ادعا کنیم حداقل ۲۰۰۰ نفر مشغول به کار می شدند ، اما با توقف سه ساله ای که همین مشکلات بوجود اورد متاسفانه ما بخش هایی از واحدهای فعلی را هم تعطیل کردیم، ما نیروهایی را اوردیم اموزش دادیم برای گیاهان دارویی اما متاسفانه نتوانستیم ، کاشت داشته باشیم ودیوارهای پیش ساخته ما برای حفاظت از همین گیاهان دارویی است اما اگر مسئولین همت کنند و مردم ما را یاری دهند ما می توانیم ادعا کنیم که ۲۵۰۰ شغل ایجاد می کنیم
در چه مدتی!؟
قطعا اگر انجام شده بود تا ۱۴۰۰ انجام می شد اما اگر الان استارت بزنیم پروژه های ما تا ۵سال دیگر به بهره برداری می رسد
و سوال آخر ایا ادامه دار بودن این مشکلات می تواند باعث فرار شدن سرمایه گذار و بازگشت ما به نقطه صفر بشود!؟
قطعا یک تاجر برای خودش برنامه ریزی هایی خواهد داشت و به دنبال سود کردن و سود رساندن است و در مجموعه استان ما متاسفانه در این سالها فرهنگ کار اجتماعی خوب جا نیفتاده است و این روحیه ما که به سرعت بدون تفکر عصبی می شویم و زود پشیمان می شویم می تواند سرمایه گذار را ناامید کند انهم در حالی که ما باید فرش قرمزی برای سرمایه گذار پهن کنیم و منت بکشیم که او سرمایه اش را به استان بیاورد ، می دانید که سرمایه گذارن لرستانی که رفتند کم نیستند و ما قدر این شخص سرمایه گذار خارجی که با تجار متعددی در دنیا ارتباط دارد را چندان نمی دانیم ، کسی که بارها تلاش کرده است تا واحدهای دیگر را به کمک دوستانش فعال کند ، امروزه سرمایه گذار ان میل سالهای قبل را ندارد، تا کنونی او هزینه کرده است ، ماهی ۶میلیارد حقوق می دهد، ما باید کمک کنیم او بماند و به فعالیتش ادامه دهد و حتی اگر من روستایی فکر می کنم حقی از من ضایع شده است باید برومو از ظرفیت های داخلی این شرکت استفاده کنم برای تبدیل دامپروی سنتی به صنعتی و انهم در شرایطی که ما حاضریم رایگان نیز به انها کمک کنیم

نویسنده : خبرنگار | منبع خبر : شماره 87 نشریه
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.