Wednesday, 17 April , 2024
امروز : چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ - 9 شوال 1445
شناسه خبر : 8982
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : 19 دی 1402 - 10:06 | | ارسال توسط :

جایگاه واقعی زنان در جامعه ما مغفول مانده است

در عرصه زن، به نظر می‌رسد چند مساله کلیدی باید در دستورکار قرار بگیرد
جایگاه واقعی زنان در جامعه ما مغفول مانده است

یکم، مساله هویت‌بخشی به زنان و دختران ایرانی است. تصور می‌شود به‌رغم خدمات بزرگ و بی‌نظیری که انقلاب اسلامی به زنان داشته، تحولات زمانه و تغییرات عمیق فکری و فرهنگی، زنان و دختران ایرانی را با چالش هویتی روبه‌رو کرده است. حتی معتقدم که ریشه مساله بدحجابی و گرایش به خودنمایی در بین برخی زنان و دختران ایرانی را باید در همین بحث هویت جست‌وجو کرد.
دوم، مساله تامین حقوق فردی و اجتماعی زنان مبتنی‌بر عدالت است که در جهت رشد زنان و در جهت تحقق تفکر اسلامی درباره زن، نقش موثری دارد. به نظر می‌رسد، تحولات زمانه و تغییرات اساسی در زیست فردی و اجتماعی زنان، هم باید به تصحیح معنا و مبنای عدالت جنسیتی منجر شود، و هم باید فقهای ما را به‌سمت یک بازنگری مناسب در حقوق فردی و اجتماعی زنان سوق دهد که همین امر، تدریجا فرصت تحول در قوانین را هم به وجود خواهد آورد. من آمادگی دارم در یک نشست مستقل درباره منطق بازنگری در معنای عدالت جنسیتی در عقلانیت اسلامی توضیح دهم.
سوم، موضوع اشتغال زنان است. در شرایطی که طی دهه اخیر در برخی دانشگاه‌ها، دوسوم دانشجویان را دختران تشکیل داده‌اند، و تغییر در سبک زندگی به‌علاوه فشارهای اقتصادی، زنان را به‌سمت حضور اجتماعی بیشتر و اشتغال هدایت کرده است، مساله اشتغال زنان متناسب با منزلت و حقوق فردی و اجتماعی زنان نمی‌تواند مورد بی‌اعتنایی قرار بگیرد و باید برای آن فکر اساسی بشود. علاوه‌بر این، بخش مهمی از زنان در جامعه ما خواستار رشد اجتماعی و حضور نامحدود در یک میدان عادلانه رقابتی با مردان هستند که نباید از نظرها دور بماند، ضمن آنکه به نظر بنده این گرایش به رشد و رقابت در عرصه‌های اجتماعی اگر توأم با رعایت عفاف باشد و همچنین حضور معقول زن در خانواده را با چالش روبه‌رو نکند، با تفکر اسلامی هم تعارضی ندارد.
چهارم، مساله تامین‌های اجتماعی برای زنان، به‌ویژه زنان خانه‌دار است. زنان خانه‌دار نباید در مواجهه با مسائلی مانند طلاق، بیماری صعب‌العلاج یا فوت همسر یا بی‌مسئولیتی فرزندان در زمان کهنسالی و… بی‌پناه باشند بلکه باید چتر تامینات اجتماعی مناسب بالای سر همه زنان در کشور باز باشد.
پنجم، حمایت از حریم‌های زنان در محیط خانه است. شوهر یا پدر و برادر، مالک زن نیستند که به خود اجازه دهند هرگونه خواستند با زن رفتار کنند. لذا جلوگیری از اعمال خشونت علیه زنان در محیط خانه اعم از خشونت کلامی و رفتاری باید با شکل‌گیری یک قانون مترقی همراه با پیش‌بینی ضمانت‌های مناسب برای آن زودتر تصویب شود و این جزء مطالبات قدیمی رهبر بزرگوار انقلاب هم هست. البته می‌دانیم که هم دولت و هم مجلس در این زمینه اقدامات خوبی را شروع کرده‌اند.
ششم، مساله حمایت اجتماعی از زنان در جامعه به‌ویژه محیط‌های کار در جهت جلوگیری قاطع از سوءاستفاده جنسی از آنهاست. جامعه ما در مقایسه با سایر جوامع از این جهات بهتر است؛ لکن جامعه ما هم مشکلاتی در این عرصه دارد که برای آن پیش‌بینی‌های جدی قانونی نشده است. این‌که اخیرا تعداد کثیری از سینماگران زن به تعرضات جنسی در صنعت سینما اعتراض کرده‌اند، چیزی نیست که بتوان از کنار آن به‌سادگی گذشت یا آن را در حد یک کنش شبه‌سیاسی تقلیل داد.
هفتم، مساله سلامت جسمی، روحی و روانی زنان و ایجاد بسترهای لازم برای ایجاد نشاط و سرزندگی مضاعف در آنهاست که تاثیرات آن، چه برای خودشان و چه برای خانواده و جامعه جالب‌توجه است. من دسترسی به آمار دقیق ندارم اما بررسی‌های موردی نشان می‌دهد، بخشی از جمعیت زنان در کشور ما از افسردگی رنج می‌کشند که باید عوامل آن دقیقا بررسی شود.
هشتم، مساله استفاده ابزاری از زنان در اقتصاد و تجارت و تبدیل زنان به برده شرکت‌های غول اقتصادی است که از قرن نوزدهم میلادی در غرب آغاز شده و امواج آن با تاخیر به کشورهای سنتی مانند کشور ما رسیده است. حل این مساله هم به مدل اقتصادی کشور ما برمی‌گردد که آیا لیبرال باشد یا نباشد؛ و هم به قوانینی برمی‌گردد که درباره جلوگیری از به بردگی گرفتن زنان در عرصه‌های اقتصادی و تجاری وضع می‌شود. به هرحال، آنچه مهم است ما امروز در کشورمان با این مساله به‌صورت ملموسی مواجه هستیم و نکته اسفبار اینجاست که بخشی از زنان به هردلیل از هوشمندی لازم برای مقابله با نظام سرمایه‌داری برخوردار نیستند، لذا اغلب ناخواسته خود را درمعرض چنین سوءاستفاده ظالمانه‌ای قرار می‌دهند.

نهم، مساله آموزش و توان‌افزایی است. زنان در خانواده و جامعه، چه در جهت بهره‌مندی از حقوق فردی و اجتماعی‌شان، چه در جهت ایفای نقش همسری و مادری و چه در زمینه حضور اجتماعی و در کل، برخورداری از یک زندگی سالم، امن ‌و اثربخش، نیازمند آموزش‌های ویژه هستند و باید فراتر از نظام آموزش عمومی توسط قانونگذار برای آن پیش‌بینی‌های لازم صورت گیرد.

نویسنده : فاطمه گودرزی _فعال اجتماعی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.