Saturday, 20 April , 2024
امروز : شنبه, ۱ اردیبهشت , ۱۴۰۳ - 12 شوال 1445
شناسه خبر : 633
  پرینتخانه » آخرین اخبار, اجتماعی, اقتصادی, ایران, سیاسی, فرهنگی, لرستان, ویژه, یادداشت تاریخ انتشار : 26 مهر 1399 - 18:33 | | ارسال توسط :
یادداشت سردبیر

راز شادی مردم فقیر!

تعارف که نداریم حالا دیگر با این خط فقر ده میلیون تومانی اعلام شده از سوی دولت ، همه فقیریم یعنی حتی آن آقای مدیرکل با پایه حقوق ۷میلیون تومانی هم فقیر است چه رسد به موسی باقری ۷۰ ساله صاحب مغازه کوچک ۲متری در همین شهر خرم آباد با ۴ فرزند که همه مرز […]

راز شادی مردم فقیر!

تعارف که نداریم حالا دیگر با این خط فقر ده میلیون تومانی اعلام شده از سوی دولت ، همه فقیریم یعنی حتی آن آقای مدیرکل با پایه حقوق ۷میلیون تومانی هم فقیر است چه رسد به موسی باقری ۷۰ ساله صاحب مغازه کوچک ۲متری در همین شهر خرم آباد با ۴ فرزند که همه مرز ورود به دانشگاه بی خیال ادامه تحصیل شده اند و الان یکی در ماهشهر مشغول است و دو تا دختر در خانه با مادر سبزی خوردنی پاک می کنند و یک پسر هم که امسال خدا بخواهد از طریق راه دور دیپلم می گیرد و می رود ماهشهر برای ادامه زندگی عرق بریزد!
تعارف که نداریم همه فقیریم که اگر فقیر نبودیم سحرزکریا آن اسطوره مایه داری و باکلاسی اینگونه سر افکنده داد نمی زد بر سر مهران مدیری که چرا من را فراموش کردی به من بازی نمی دهی یه دوزار ما هم کاسب بشویم در این روزهایی که سینما هم به ورشکسته شدن رسیده است!
تعارف که نداریم فقیر شده ایم که اگر فقیر نبودیم طرف با ان هیکل مردانه برای جذب دوتا فالوور بیشتر مانتو نمی پوشید که فالوورهایش وقتی به مرز معینی رسید برود تبلیغ ساندویچ همبرگر کند کنارش هم دوتا استوری سیاسی بگذارد که یعنی ما می فهمیم و از سر فهمیدگی است این اداهایی که در می اوریم
اینها همه البته مثال هایی بود از سطح متوسط به بالای جامعه که فقر، آن زیر زیرهای شهر بی ادا و بازی ، زار می زند و از سرو کول خانه طرف بالا می رود!
که وقتی زن و مردی با ۵ بچه رفتند کنار جاده چادر زدند این دیگر برای جذب فالور و درامدزایی از راه فضای مجازی نیست، این حقیقی است، این خود فقر است اما…
اما چه می شود که ناگهان در شبی فوتبالی که یک آل سعود با همه ترفندهای کثیفش قصد دارد نماینده فوتبالی ملتی را غرق کند ، پرسپولیس پیروز می شود و ناگهان شهر پر می شود از مردمی که با همه وجود بوق می زنند و هورا می کشند و می رقصند !! را نمی فهمم!!
من نمی فهمم ما با این همه فقر سر صف گوشت و مرغ و برنج و بورس و سکه و ارز و ماشین ایران خودرو و مسکن ملی و ….اینها چه می کنیم!
من نمی فهمم چه می شود که یک جوان ناامید از زندگی که حتی به وقت شادی برای تیمش ماسک نمی زند از بس بی خیال مردن است ، چه می شود که شاد می شود!!؟
من که می گویم نه به عنوان یک بی اطلاع از هیجان فوتبال که به عنوان یک هوادار دو آتشه سرخ می گویم نمی فهمم چرا شاد می شوند، شاد می شوم، شاد می شوی!؟
آیا این معجزه فوتبال است که چنین ما را مسخ خویش کرده است و با هر گردش توپ ما هم هزار بار دور بازیکن محبوبمان می چرخیم و برایش اسپند دود می کنیم و بر رفیق خویش می تازیم که مبادا به تیممان بگوید بالای چشمش ابروست!!
و یا این نشان از مردمی دارد که از درون پوسیده اند، باطن را گم کرده اند و به هر پوسته ای چنگ می اندازند تا قدری به اندازه گم شدن در هیجانی کاذب ، فراموش کنند هرآنچه که هست و تا اینجایمان بالا آمده است تا جایی که از سرمان هم گذشته است!
نمی دانم هرچه که هست یک باشگاه نهایتا ۴۰ نفره نشان دارد بیشتر از یک دولت هزارهزارنفره توان شاد کردن مردمی را دارد که دیگر حتی اعتراضی ندارند که چرا مثلا ماسک ها سه لایه نیست ، یا چرا صفحه بورس همش قرمز است گاهی سبز نمی شود و باز برود!
یک تیم فوتبال در ۱۲۰ دقیقه کاری کرد که دولت های قبلی و فعلی و قبل تر از قبلی هم نتوانستند در طول هشت سال ، هشت سال بودنشان انجام دهند که تو گویی آل کثیر از این همه آلی که هی آمدند و رفتند باجنم تر بودند آنقدر باجنم که حتی کسی نگفت چرا چشمانت را آنطوری کردی که اینطوری بشود!
هرچه که هست ما نشان دادیم همانقدر که اشکمان زود جاری می شود با هر دردی از تورم تا بیکاری ، هوراهایمان هم به یک گل بند است چه آبی بزند چه قرمز که ما مردم شاد فقیر هستیم!

نویسنده : ابوذربابایی زاده | منبع خبر : شماره 87 دریای فرهنگ
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.