Wednesday, 17 April , 2024
امروز : چهارشنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۳ - 9 شوال 1445
شناسه خبر : 598
  پرینتخانه » آخرین اخبار, اجتماعی, طنز و کاریکاتور, فرهنگی, لرستان, یادداشت تاریخ انتشار : 22 تیر 1399 - 20:33 | | ارسال توسط :
یادداشت طنز

ما کرونا را شکست خوردیم!

در تاریخ مکتوب ایران حتمن روزی خواهند نوشت ما چگونه در جنگی نابرابر کرونا را خانه نشین کردیم و خودمان در خیابان های شهرمان فاتح اول و آخر خیابان بودیم و ماندیم و ماندیم!

ما طبق معمول در این تقابل نابرابر کمبود امکانات داشتیم اما امکانات کیلویی چند وقتی ما خوب بلدیم با هر شرایطی کنار بیاییم که زیستن در کنار کرونا سخت تر از تولیدمثل بشرایرانی در خانه ها ی۲۵ متری ساخت دولت نیست!
مسئولان ما در اولین گام مبارزه با کرونا نگاهی به کف انبارهای داروخانه ها کردند و دیدند ای داد و بیداد، ما که ماسک نداریم ژل و الکل هم نیست از بس فکر می کردیم الکل تنها دو مدل مصرف می شود یکی برای مالیدن قبل از آمپول زدن و یک مدل هم که مالیدنی نیست خودتان بروید از روی راهنمایش، روش استفاده را بخوانید !
اینجا بود که مسئولان آمدند اساسا صورت مساله را حل کردند و رسما گفتند: ماسک لازم نیست بزنید و فقط و فقط بیماران باید از ماسک استفاده کنند و شستن دستها کافی است .
آنها حتی از طریق رصد دقیق ویروس کرونا دقیقا فهمیده بودند که کرونا چند ثانیه در برابر کف صابون مقاومت می کند و برای همین گفتند کم کم ۲۰ ثانیه باید دستتان زیر آب باشدکه یهو وزیر نیرو صدایش درآمد که آقا ، هو ، باتو هستم آبو ببند لعنتی آب کم داریم و بعد هم که شکایت وزیر بهداشت نزد رئیس جمهور برد که آقای دکتر ببین این نمکی اذیت می کنه!! همین شد که یهو گفتند آقا ما گفتیم ۲۰ ثانیه دستاتون رو بشویید اما حتمن حتمن نیاز نبود با آب بشویید ، با هرچی دم دستتان بود بشویید!!!
روش بعدی مبارزه با کرونا اما خانه نشینی بود و این شد که شعار من در خانه می مانم راه افتاد و ملت تصمیم گرفتن خانه نشین شوند، غافل از آنکه چه فاجعه ای در پیش رو دارند.
ملت خانه نشین شده بود ، بسیاری که تا حالا وقت نکرده بودند هم را ببینند تازه زیر یک سقف نشسته بودند و صبح تا شب به هم خیره شده بودند و با هر عیبی که در صورت هم مشاهده می کردند یک آه می کشیدند و کم کم کار تا جایی رفت که آمار خشونت های خانگی و درخواست طلاق اوج گرفت و مرد و زن بود که یهو با لباس خانگی فریاد زنان توی کوچه می دوید ماسک را از صورت می کند و تند تند نفس عمیق می کشید تا خودکشی کند!!
بدبختی اما یکی دوتا نبود ، ما از آن طرف بام هم افتادیم ، زوج های جوانی هم داشتیم که بعد از ازدواج با وجود عشق بی نهایت نسبت به هم فکر می کردند زندگی یعنی ۶ صبح بیدار شوی یک صبح بخیر عزیزم به هم بگویید بعد تا آقا می رود دستی به آب برساند ، بانو دوتا کیسه چای بکند تو لیوانی که آبش نه ۱۰۰ درجه که ۳۴ نهایتا ۳۷ درجه جوش زده است و بعد هم سر بکشی بالا بروی در پی کسب و کار و طول روز هم چند تا استیکر قلب و بوس و از این دری وری ها برای هم بفرستی و شب ساعت ۸ برگردید خانه و در حالی که جسدتان هرکدام وری افتاده از دور به هم دست تکان دهید و بگویید به امید دیدار!!
حالا همین زوج ها وقت کرده بودند در خانه بنشیننند و با زوایای دیگر زندگی آشنا شوند ، این شد که آنها خوشبخت شدند و نوبخت سازمان برنامه و بودجه بدبخت شد و باید یارانه متولدین نسل کرونا را تامین اعتبار می کرد، این شد که مسئولان دیدند حقیقتا خیلی زجر آور است ، یعنی چی دو نفر یه گوشه ای عشق بازی کنند این ور دولت بدبخت بچه داری کند، در ضمن تحمل اینکه روزانه ۳۰ الی ۴۰ نفر کرونا بگیرد و این مسیر ادامه داشته باشد تا دو سال که بیماری اپیدمی شود و نسلش کنده شود، مگر می شود بازار و شهر رو تعطیل کرد ، کی پول این همه بیکار را بدهد ، این شد که دولت رسما اعلام کرد مردم رعایت می کنید که چه بشود، به جان خودم تا ۷۰ درصدتان کرونا نگیرد این بیماری نمی رود، حالا از ما گفتن بود، تصمیم با خودتان!
مردم هم که دیدند کی زورشان به دولتمرد جماعت رسیده تصمیم گرفتند رسما خودشان به میدان بیایند به هر حال مرگ یکبار و شیون هم یکبار!!
اما حجم خودکشی ها که بالارفت و ملت شدند ملت خیابانی و بیمارستانها نفسشان تنگ شد تازه به فکر تولید ماسک افتادیم و رسما اعلام کردید ملت هرچی قبلا گفتیم که ماسک لازم نیست بزنیم ، غلط کردید ، باید ماسک بزنید البته دیگه فیلتر دارباشه یا نباشه هم مهم نیست که با هرچی دم دستتان است یه کوفتی چیزی درست کنید بگیرید جلوی اون دهن صاحب مرده تون که کرونا تو جانمون نکنید!
ملت گفتند : ما که کرونا نداریم تو جونتون بکنیم ، بهتر نیست بگید که کرونا نگیرید!؟
دولت گفت: زرشک ، کرونا گرفتید خبر ندارید!!
ملت گفت اما اسم ما تو آمار نیست!؟
دولت گفت بینم مگه اسم شما تو بقیه آمارهای ما بوده ، مثلا همتون مگه سهام عدالت می گیرید، همتون مگه مسکن مهر گرفتید، همتون مگه ….
ملت دیگه چیزی نگفت و با قیچی افتادن به جون هر لباس کهنه ای که دم دست بود و یه ماسک ساختند و زدن به صورت و این شد که تو خیابان شاهد رفت و آمد ملت بودیم با تبلیغ انواع زیرشلواری و زیرپیراهن و خلاصه هر چی زیرورو بود رو صورت ملت نشست اما ای دل غافل که دیگه کمی دیر شده بودو کرونا به تمامی فن و فوت این دولت و این ملت آگاه شده بود…
سرتان را به درد نیاورم ته قصه اینکه ملت با خودش دو دو تا چهارتا کرد و دید حالا که اسمش توی هرچی آمار منفی مثل زیرخط فقر و تورم و بیکاری و فلاکت وجود داره این یکی هم روش حالا یه کرونا گرفتیم که چی ، خدا رو چه دیدید شاید یهو دیدی دولت بعدی اعلام کرد به هرکی کرونا گرفته وام کرونایی پرداخت میشه ، یا اصلا یارانه کرونا دادند، خدا را چه دیدی شاید اصلا کرونا رزومه خوبی شد و گفتند هرکی کرونا گرفته سهمیه دانشگاه میگیره یا دو درصد استخدامی ها برای کرونایی هاست ، اصلا شاید یه فراکسیون تو مجلس راه انداختن به نام فراکسیون کرونازدگان یا حتی یه حزبی راه انداختن به نام حزب کروناییان و تو انتخابات هم شرکت کردیم وکلی صندلی را تصاحب کردیم!!

نویسنده : ابوذربابایی زاده
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.