Saturday, 13 July , 2024
امروز : شنبه, ۲۳ تیر , ۱۴۰۳ - 7 محرم 1446
شناسه خبر : 3255
  پرینتخانه » آخرین اخبار, یادداشت تاریخ انتشار : 04 اردیبهشت 1401 - 20:05 | | ارسال توسط :

سندرم سیسمونی!

گویا تقابل میان مجلس انقلابی و فعالان فضای مجازی خیال تمام شدن ندارد. از آغازین‌ روزهای آغاز به کار مجلس سیزدهم که ماجرای «دناپلاس!» در شبکه‌های اجتماعی ترند شد تا آخرین نمونه این تقابل که به (سیسمونی گیت) معروف شده است، شاهد تقابلی مداوم میان مجلسیان و مجازیان بوده‌ایم. تقابلی که صرف‌نظر از اینکه به […]

سندرم سیسمونی!

گویا تقابل میان مجلس انقلابی و فعالان فضای مجازی خیال تمام شدن ندارد. از آغازین‌ روزهای آغاز به کار مجلس سیزدهم که ماجرای «دناپلاس!» در شبکه‌های اجتماعی ترند شد تا آخرین نمونه این تقابل که به (سیسمونی گیت) معروف شده است، شاهد تقابلی مداوم میان مجلسیان و مجازیان بوده‌ایم. تقابلی که صرف‌نظر از اینکه به حال کشور مفید یا مضر است، باید از این نقطه‌نظر مورد بررسی قرار گیرد که آیا چنین تقابلی نمی‌توانست اساساً وجود نداشته باشد؟
و آیا نمایندگان مردم نمی‌توانستند فضای مجازی را نه به عنوان توطئه دشمن، که به منزله برآیند افکار عمومی موکلان خود دیده و به آن احترام بگذارند؟
در خصوص واقعه اخیر موسوم به سیسمونی، چند جریان کلی در فضای عمومی و رسانه‌ای ایران به چشم می‌آید که تحلیل واقع‌بینانه این رویکردها ما را به حقایق ارزشمندی می‌رساند!
دسته اول سرسپردگان و بادیگارهای رسانه‌ای بودند که همواره مترصدند ببینند پرداختن به واقعه، به نفع جریان فکری آن‌هاست با بر خلاف آن؟ این دسته چون رئیس مجلس را در دایره خودی‌ها تعریف می‌کنند، به ناچار تلاش کردند تا با ماست‌مالی کردن، افکار عمومی را متقاعد نمایند که ماجرا اساساً موضوعیت رسانه‌ای نداشته و غیرقابل پرداخت و اعتنا است.
دسته دوم نیز تعدادی از روحانیون و بخشی از اقشار مذهبی هستند که پا را فراتر گذاشته و در صدد تئوریزه کردن ماجرا در قالب‌ نظریه همیشگی توطئه برآمده‌اند. این دسته اضافه‌بار سیسمونی نورسیده آقای رئیس مجلس را در حد چند تکه لباس تقلیل می‌دهند در حالی که پاسخی برای افکار عمومی در رابطه با اینکه ارزش‌های «مردمی بودن» «ساده‌زیستی» و «قناعت» چه جایگاهی در مشی انقلابی مسئولان دارند؟ ارائه نمی‌دهند.
دو دسته فوق در حالی پشت به ماجرا و رو به افکار عمومی می‌ایستند که گویی هرگز بیان صریح، پر حرارت و گلایه‌مندانه رهبر انقلاب در مذمت خرید کالای خارجی و پرهیز مسئولان و مدیران کشور از اشرافی‌گری را نشنیده‌اند!
گویی همین‌ها نیستند که در روزها و شب‌های شهادت مولای متقیان، ساده‌زیستی و قناعت آن امام مظلوم را به عنوان الگویی برای آحاد جامعه و مدیران جامعه معرفی می‌کنند.
در مقابل این دو دسته، کسانی قرار می‌گیرند که یا به حکم آزاداندیشی و یا به اجبار اقتضائات سیاسی در نقش منتقد ظاهر شده و این اقدام خانواده آقای رئیس مجلس را منافی شعارهای انقلابی ایشان می‌دانند و آن را به ریا و فریب افکار عمومی تعبیر و تفسیر می‌کنند.
این دسته از منتقدین نیز صرفاً به اصل ماجرا پرداخته و با مقایسه شعارهای تبلیغاتی قالیباف در مناظرات انتخاباتی، دقیقا چند هفته قبل از انتخابات هیأت رئیسه مجلس، تناقض هویدا شده در رفتار و گفتار دکتر خلبانِ سردار را مستمسک آماج انتقادات خود قرار می‌دهند.
اما به اعتقاد من سطح تحلیل این ماجرا باید فراتر از همه رویکردهای برشمرده شده باشد. ماجرای سفر خانواده دکتر قالیباف موضوع مهمی است از این جهت که می‌تواند معرف سبک زندگی و طبقه خاصی از دولتمردان و مسئولان نظام باشد. طبقه یقه سفیدی که جنگ دیده و برای انقلاب هزینه هم داده است و حالا علناً بر علیه آرمان‌هایش شمشیر کشیده و با غرق شدن در معادلات و معاملات ناشفاف و با فاصله گرفتن از زیست انقلابی که همواره یکی از شعارهای بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی بوده است، روز‌به‌روز خود را از صفوف ملت جداتر و دورتر می‌کنند!
طبقه به ظاهر مذهبی که سفره‌‌های پر زرق و برق افطار و محرم‌شان، آن‌قدر گسترده و پرنعمت هست که بتواند زندگی اشرافی‌شان را توجیه نماید. حالا در این کشور گویی هیچ‌گاه شخصیتی همچون شهید رجایی نزیسته است که امروز حتی اگر هم شده برای جمع معدودی از مسئولان نظام الگو باشد. به راستی کدام یک از مسئولان کشور و حتی مدیران استانی و شهرستانی می‌توانند ادعا کنند که مشی شهید رجایی را سرلوحه زندگی خود قرار داده‌اند؟
این طبقه را نه می‌توان محاکمه کرد و نه حتی محکوم. اینان سال‌ها مدیر عالی بوده‌اند و حق دارند در این سطح زندگی کنند. خیریه و مدرسه هم که تأسیس می‌کنند و لطفشان شامل حال هزاران یتیم و مسکین و اسیر هم که می‌شود. دیگر چه اهمیتی دارد که سیسمونی نوگل نورسیده‌شان صدای شرکت‌های هواپیمایی را هم در می‌آورد؟
با وجود همه مسائلی که برشمردم باز هم به آقای دکتر قالیباف به عنوان کسی که دهه‌ها در سطوح اول مدیریتی این کشور کار کرده است حق می‌دهیم که در سطح مرفهی زندگی کنند، اما هرگز این حق را نمی‌دهیم که با ابراز نگرانی از اینکه در یخچال را با دلهره باز می‌کنند که چیزی برای پذیرایی در آن باشد یا نه، اعتقادات مردم را به بازی گرفته و یا مبارزه با فساد را صرفاً مستمسکی برای پیروزی در رقابت‌های انتخاباتی بدانند ولا غیر.

نویسنده : بهزاد مومنی مقدم
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی باشد منتشر نخواهد شد.